خرید بک لینک
عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است هجران زده به حال پریشان دلش خوش است عشق است هرچه را بپسندی برای من دلداده ات به غربت و هجران دلش خوش است "گفتی بسوز در غم من...اِی به روی چشم" دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است با فقر محض آمدنم عیب و نقص نیست وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است محتاج یک نگاه کریمانه ی تو ام قحطی زده به قطره ی باران دلش خوش است در پشت در نشستن من بی دلیل نیست سائل فقط به لطف کریمان دلش خوش است با دست مهربان خودت لقمه ای بگیر خیلی گدا به لقمه ای از نان دلش خوش است اینجا بساط شاه و گدا فرق می کند اینجا خود کریم به مهمان دلش خوش است گیرم که

برچسب: مناجات امام حسین ع,شعر مناجات امام حسین ع, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 4:02

مناجات روز عرفه-حضرت مسلم بن عقیل(ع) هواى وصل تو ما را کشانده تا اینجا کریم شهر گدا را کشیده تا اینجا ز بسکه دست گرفتى همین بزرگى تو گداى بى سر و پا را کشیده تا اینجا همینکه گفت گنهکار یا کریم العفو دل شکسته خدا را کشیده تا اینجا شمیم پیرهن یوسف اید از عرفات صداى روضه شما را کشیده تا اینجا یقین کنم که تا دسته ها به راه افتاد نواى ما شهدا را کشیده تا اینجا حسین گفتن ما مسلمیه هر سال نسیم کرب و بلا را کشید تا اینجا صداى پاى محرم به گوش مى آید حسین قافله ها را کشیده تا اینجا بنى گفتن یک مادرى شب جمعه چقدر اهل بکا را کشیده تا اینجا سخن ز موى پریشان زینب کبرى ام

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 4:01

گردن زدند در حرم عشق، شور را کشتار کرده اند محبان نور را دارند دشمنان سبب خیر می شوند نزدیک می کنند زمان ظهور را روضه بپاست، دور حرم شیعه می کشند کرببلاست، دور حرم شیعه می کشند فریاد الغیاثِ عمه ی سادات شد بلند مهدی کجاست، دور حرم شیعه می کشند آقا بیا و فتنه ی دجال را ببین در سوریه، قضیه ی گودال را ببین آل یزید رحم به شیعه نمی کنند آیین قتل صبر و لگد مال را ببین ... اما حسین و کرببلا چیز دیگریست در قتلگاه، شمر به دنبال پیکریست آقا، دو خط روضه؛ "خدا صبرتان دهد" پایی به روی سینه و در دست خنجریست خنجر به سمت حنجر مولا بلند شد زینب – به روی پای خودش –

برچسب: تقدیم به مدافعان حرم, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:12

ما آیههای عصر خسرانیم معجونی از تردید و ایمانیم عهد الست از یادمان رفتهست ما اهل نسیانیم، انسانیم تبعیدمان کردهست اقیانوس امواج سرگردان طغیانیم عالم همه آیات توحید است با اینهمه، ما بندۀ نانیم هم همچنان دلتنگ فردوسیم هم در صف گندم، فراوانیم ما آتشیم و عمر ما هیزم از خاطرات خود گریزانیم ای آه! اگر سوی خدا رفتی با او بگو که ما پشیمانیم

برچسب: مناجات با خدا حدیث اشک,حدیث در مورد مناجات با خدا, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:12

خبر ز آمدنت داده اند ای آقا! تمام لشگرت آماده اند ای آقا! جهان پر است ز یا یابن الحسن!، کجایی پس و مردمان به صف ایستاده اند ای آقا! چقدر ساده ام آقا، خیال کردم که به شوق روی تو دل داده اند ای آقا عجب حکایت تلخی ست، شیعیان شما به دام معصیت افتاده اند ای آقا به یک اشاره ی شیطان گناه آماده ست خلاصه امت تو ساده اند ای آقا میان شهر، پی پا رکاب می گردی ولی همه سر سجاده اند ای آقا تو از حسین و علی هم غریب تر هستی نبین که نامه فرستاده اند ای آقا مرا بخر به غلامی ات ای گل زهرا آخر مرا برای شما زاده اند ای آقا

برچسب: مناجات با امام زمان عج,مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف,مناجات با امام زمان عج صوتی,مناجات با امام زمان عج شعر,مناجات با امام زمان عج الله,مناجات با امام زمان عج مطیعی,دانلود صوتی مناجات با امام زمان عج,مناجات با آقا امام زمان(عج),مداحی مناجات با امام زمان عج,چشم امید؛ مناجات با امام زمان(عج) , علی فانی, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:11

تقدیم به مدافعان حرم- تیپ فاطمیون آن دم كه نفس كشیدم از هجرانت شرمنده شدم از تو و از ایمانت آه اى گل سرخ خیمه ى فاطمیون! دیباچه دشت خون شده چشمانت *** وقتى كه زمین دستخوش پاییز است از ناله عاشقان،زمان لبریز است در فصل وداع "فاطمیون" ،افسوس این عرض ارادت دلم ناچیز است *** در بزم فلك، دوباره اختر داریم پیوند شقایق و صنوبر داریم در شام و حلب همنفس "فاطمیون" خون نامه ى لاله هاى پرپر داریم *** در دشت شقایقى كه قربانگاه است از هر نفس لاله ،زمان آگاه است در معركه ى عاشقى "فاطمیون" لبخند رضایت رسول الله است

برچسب: تقدیم به مدافعان حرم, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:11

حضرت مسلم بن عقیل(ع) کوچه گرد غریب این شهرم بی کسی در غروب می دانم سر بشکسته ام گواهی شد بارش سنگ و چوب می دانم درِ هر خانه ای که می رفتم دیدم آنجا که جان پناهم نیست تازه فهمیده ام که در این شهر غیر عشق علی گناهم نیست روی دارالاماره ی کوفه مقتلم را به چشم خود دیدم معنی میهمان نوازی از لب و ابروی پاره فهمیدم دست من بشکند، چرا گفتم آنچه در کوفه هست بر کام است خون پیشانی ام گواهی شد کوفه شهری غریب و بد نام است روی دارالاماره ام اما من به نزد تو منزلت دارم دعوتت کرده اند این مردم من از این کوفه دست خط دارم سر راهم چه چاله ها کندند که سفیر تو را

برچسب: حضرت مسلم بن عقیل(ع), نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 17:11

صفحه بندی